همه زحماتم رففففففففففففففففت :((((
واااااااااااااااااااااااایی نمیدونستم اینجوری میشه
، حالا هیچ کاری از دستم بر نمیاد ![]()
الان ایلیا رو خوابوندم شوشو هم خوابیده بود، منم بیکاری زد به سرم نشستم پشت کامپیوتر
یه نگاه به وب ایلیا انداختم ، گفتم مطالبشو عنوان بندی کنم کاااااااااااااااااااش دستم میشکست، نمیدونستم تاریخاشم عوض میشه همه تاریخش بهم خورد و همشون شد 21 اردیبهشت حالا دیگه تو ماه های قبلم هیچ مطلبی نیست
همه ارشیوم بهم خورد، زحمات 7 ماهم رفت
خوبه قبل عید اولین کارای ایلیا رو با تاریخ توی یه پست نوشته بودم وگرنه تاریخای همونارم نداشتم
خیلی ناراحتم یه عالمه گریه کردم ![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


همه زحماتم رففففففففففففففففت :((((
